به کی میگن دانشجوی خوب؟
یه دانشجوی خوب میره توی کانونهای دانشگاه فعالیت میکنه تا استعدادهای درونیش شکوفا بشه.. میره هیئت و محرم مراسم میذاره و بقیه رو هم دعوت میکنه...
یه دانشجوی خوب کتاب میخونه! وقتی سرانه مطالعه مملکت پایینه، مادربزرگ پدربزرگها و پدر مادرها که مسئول نیستن بیان جبران کنن! جوونا باید دست به کار بشن! باید به تولیدات فرهنگی کشور بها بدن! باید بدونن چه کتابی و از چه نویسندهای پرطرفدار بوده برن بخرن بخوننش!
دانشجوی خوب سعیشو میکنه تا بتونه ساعت 7 صبح رو هم ببینه! سعی میکنه تا دیگه ساعت 3 نصف شب رو نبینه!
یه دانشجوی خوب روزای تعطیل دوستاشو جمع میکنه برن یه دست گل کوچیک بزنن نه اینکه بشینن و به دود سیگار خیره بشن و آه بکشن! با هماتاقیهاش میره حیاط خوابگاه و بدمینتون بازی میکنه یا میره اتاق ورزش و ترید میل رفتن خودش و دوستاشو میشماره، یا برنامه میذاره دوستاشو برمیداره میبره استخر! آخ جون!
یه دانشجوی خوب شبها تا دیروقت، وقت عزیز و گرانبهای دوره جوونیش رو توی فیسبوک تلف نمیکنه! و همکلاسیهاش و هماتاقیهاش رو ول نمیکنه بره با آدمایی که اصلاً معلوم نیست چی هستن! فرِند بشه!
یه دانشجوی خوب باید از اوضاع مملکتش با خبر باشه! باید بره سایتهای جریانات مختلف رو با هم بخونه تا بتونه خوب قضاوت کنه... دانشجوی آگاه اجازه سوءاستفاده از احساسات و هیجانات جوونیش رو به هرکسی نمیده... تعصبی و یک طرفه و احساسی نظر نمیده و انتخاب نمیکنه... دائم نق نمیزنه... درجا نمیزنه...
دانشجوی خوب به هر درخواستی جواب مثبت نمیده... حتی اگه از بهترین دوستش باشه... شاید گفتن یه بله به دوستت باعث گفتن نه به خوشبختی بقیه عمرت بشه... خداوکیلی میارزه؟!
دانشجوی خوب اگه عاشق شد و فهمید که واقعاً عاشق شده نه علاقهمند، مرد و مردونه (یا زن و زنونه) رو حرف دلش وایمیسته و سختیشو به جون میخره... دروغ نمیگه و نقش بازی نمیکنه... یادش میمونه که دنیا دار مکافاته...اگه به احساس کسی خندید حتماً به احساسش میخندن...
یه دانشجوی خوب میره پیِ خدا... میره ببینه کجاست و چه طوری میشه بهش رسید... میره دنبالش تا ببینه چه مزهایه باخدا بودن! بعد میاد مقایسه میکنه حس و حال باخدا بودن و بیخدا بودن رو... اون وقته که میگه ای دل غافل! اون وقته که میتونه حال هر روشنفکرنما و هر تازه به دوران رسیدهای رو بگیره!
خلاصه پس از این نصایح مفید و کارساز! روز دانشجو را ابتدا به
دانشجویان عزیزم در دانشگاه صنعتی ارومیه (بالاخره مزه روز دانشجو تو دوره کارشناسیه)
همکلاسیهایم در دانشگاه صنعتی سهند، مهندسان امروز و دکترهای آینده
به دوستانم که همکلاسی نیستیم ولی دانشجو هستند
به دوستانم که قبلاً دانشجو بودند و اکنون سر کار هستند یا خانهدار شدهاند
به دوستانم که قبلاً دانشجو بودند و اکنون نیستند و در آینده خواهند بود
و خلاصه هر دانشجویی که میشناسم و الان یادم رفت اسمشو بگم و این مطلب رو خوند
هر دانشجویی که میشناسم و این مطلب رو نخوند
هر دانشجویی که نمیشناسم و این مطلب رو خوند
هر دانشجویی که نمیشناسم و این مطلب رو نخوند
بابا اصلاً به همه دانشجوهای ایران زمین تبریک میگم...همین. سه ساعته خودمو کشتم و شما رو هم!!